محمد تقي جعفري

239

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

علم نيز از بين مىرود كه اين معنى خود باعث سلب روشنگرى از علم نيز مىگردد ، در نتيجه چنين شخصى از جملهء جاهلانى است كه اعتناء و توجهى به علم و روشنگرى و مربوط ساختن انسان با واقعيت ندارد ، اينست علت فرار اين جاهل از بيدارى . و مىفرمايد : حجت عليه اين گونه عالمان بزرگتر از حجت عليه جاهلان مىباشد . و اين قاعده روشنتر از آنست كه نيازى به استدلال و تفصيل بيشترى داشته باشد . در جملهء بعدى مىفرمايد : حسرت عالمى كه به غير علم خود عمل مىكند دائمىتر و جدائىناپذير است از حسرت جاهلى كه به جهت ندانستن عمل نكرده است . دريغ و اسف و حسرت و ندامت آن پديده‌هاى روانى هستند كه با برداشته شدن پرده از روى حقائق ، سوختن و خاكستر شدن خرمن عمر كسانى را بازگو مىكنند كه به علم خود عمل ننمودند . و هراندازه ضرورت و شايستگى عملهاى بدون علم و علمهاى بدون عمل عالىتر باشد ، دريغ و اسف و حسرت و ندامت شديدتر خواهد بود و استحقاق توبيخ بيشترى از خدا را خواهند داشت .